المسعودي ( مترجم : محمد جواد نجفي )
197
اثبات الوصية لعلي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي )
دنيا را از راه دنيا ، زاهد را از راه زهد ، زناكار را از راه زنا وسوسه ميكنيم . ابليس گفت : آنان بلطف خداى يگانه چنگ ميزنند ، شياطين گفتند : اگر آنان بلطف خدا چنگ زنند ما هم گروه هوا و هوس را كه گمراه و گمراهكنندهاند ثابت نگاه ميداريم . ابليس خنديد و گفت : چشم مرا روشن كرديد . قريش زمانى را دچار خشكسالى و قحط شده بودند و آن سالى كه مادر رسول خدا صلى اللّه عليه و آله حامله شد سال فتح و شادمانى ناميده شد ، زيرا كه زمين در آن سال سبز شد ، درختان بارور گرديدند فرستادگان ممالك از هر مكان بر اهل مكه وارد ميشدند و در مكه و اطراف آن فراخى بزرگى روىآور شد . حضرت عبد المطّلب بود كه ( مردم ) بوسيلهء او سيراب ميشدند . از عبد اللّه بن عباس روايت كردهاند كه گفت : قبل از آنكه نور حضرت محمّد صلى اللّه عليه و آله از عبد المطّلب بفرزندش عبد اللّه عليه السّلام انتقال پيدا كند شهرهاى قيس دچار قحط و خشكسالى شديدى شدند ، آسمان ( بارانى نداد ) و زمين هم گياهى نرويانيد ، گوشت و پيه مردم آب شد ، از شدت ناتوانى و لاغرى مردند ، گروه قيس براى مشورت اجتماع كردند و تصميم گرفتند كه براى يافتن گياه حركت نمايند . فرقهاى از آنان گفتند : اى قبيلههاى قيس ! شما در امرى وارد شديد كه بازيچه نيست ، اين امرى است كه خطر بزرگى در بر دارد بما اينطور رسيده كه عبد المطّلب بزرگ مكه طلب باران كرد و براى او باران آمد ، دعا كرد مستجاب گرديد ، شفاعت كرد مقبول واقع شد ، پس شما هم قصد خود را متوجه او كنيد و بر او اعتماد نمائيد ، او